إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

سایت رسمی جماعت دعوت و اصلاح

  • نفی حاکمیت الهی ربایشی و سرقتی:

    قرآن تمام پندارهای ربایشی مبتنی بر میراث تلمودی و متفاوت با حقایق نازل شده‌ی موجود در تورات مقدّس‌ را نفی کرده است. از آن‌جا که قرآن خود را مُهیمن و چیره دانسته است، نسبت به میراث موجود در کتاب‌های مقدس پیشین دیدگاهی انتقادی ارجاعی دارد، گرچه در عین حال مصدق و مؤیّد‌ آن‌ها نیز هست، اما عموم مسلمانان و مفسّران‌ بر جنبه‌ی تأیید و تصدیق آن تمرکز کرده‌اند، نه هیمنه و چیرگی‌اش، تا جایی که حتی در اصول فقه اصلی گنجانده‌اند که می‌گوید: «شریعت‌ پیش از ما برای ما هم شریعت است، مگر هنگامی که منسوخ شده باشد» و به عنوان مثال، حتی از منسوخ شدن حکم سنگسار هم غفلت کرده‌اند.

  • از آن‌جا که موضوع بحث ما ماهیت انسان و حقوقش با توجه به آیات قرآن می‌باشد، پس باید چگونگی نگاه به آیات مربوطه را تعیین و بررسی کنیم. باور دارم که این کتاب به ما قدرت معرفتی تجدیدپذیر می‌دهد و از تزهای ایدئولوژیک پیشین پا را فراتر می‌گذارد. هرچند همه‌ی این ایدئولوژیها را در چارچوب زمانی و مکانی‌شان دربرگرفته و با ساختارهای فکری آن‌ها همکاری داشته و با نسبت‌های معینی به گفتمان تاریخی آن‌ها پاسخ داده است.

    انسان در قرآن بر اساس برداشت و الگوی معرفتی ـ تحلیلی ما، موجودی مطلق است.